http://www.sunni-news.orq.ir

تحلیلی بسیار دقیق  در مورد قضیه وحدت و تقریب
 

سنی نیوز: بیانیه دکتر یوسف قرضاوی روحانی ارشد میانه روی سنیهای جهان چون بمبی اتمی در جهان تشیع بصدا درآمد. شیعیان جهان به رهبری دولت ایران همه با هم و یکصدا بر علیه یوسف قرضاوی شعارها دادند و رسانه های گروهی ایران و جهان تشیع تبلیغات دشمنانه ی بسیار تندی را بر علیه او آغاز نموده …

—————————————

سایت خبری، تحلیلی سنی نیوز: صدای اهل سنت ایران 

قرضاوی یک بهانه است!!..

دکتر یوسف قرضاوی یکی از شاخص ترین چهره های علمی جهان اسلام معاصر است، که از سوی همه مکاتب فکری ومذاهب فقهی مسلمانان جهان مورد احترام وتقدیر می باشد.

ایشان سالهای متمادی عمر خویش را در راستای به ثمر رساندن وحدت اسلامی و در راستای حل مشکلات عمده جهان اسلام سپری کرده اند.

مسأله اختلاف آمیز شیعه و سنی همواره در رأس کاری برنامه دکتر یوسف قرضاوی که به میانه روی مشهور بوده است. ایشان همگام با انقلاب ایران همواره دیدگاههای آنرا در برابر دشمنان خارجی تأیید نموده، مسلمانان جهان را تشویق نموده تا با حکومت جمهوری اسلامی (در واقع:

 شیعی صفوی اسماعیلی) در مقابله با استکبار جهانی هم پیمان گردند.

ودر پشت صحنه بارها و بارها بصورت دوستانه و دلسوزانه رهبران مذهبی سیاسی ایران را نصیحت نموده تا از فشارها وظلم وستمها و تمییز نژادیهایی که بر علیه اقلیت سنی مذهب این کشور روا می دارند بکاهند. وفضایی از آزادی را در کشور ایران حاکم سازند.

ایشان از حکومت تهران همواره می خواستند که به بیش از یک ملیون سنی مذهبی که در تهران بسر می برند اجازه اقامه نماز و بنای مسجد جامعی داده شود تا دشمنان اسلام از این تمییز نژادیهای این کشور علیه این اقلیت بزرگی که یک سوم جمعیت کشور را در بر می گیرد سوء استفاده نکنند.

ولی متأسفانه رهبران ایران هیچ گاه سعی نکردند از دیدگاههای خشونت گرایشان در برابر سنیها بکاهند!

با آمدن نیروهای اشغالگر به کشورهای افغانستان و عراق، وهمکاری جمهوری اسلامی با آمریکا در اشغال کشورهای مسلمان و همسایه، وکمک کردن آن به گروهکهای تروریستی شیعه و رهبری آنها در کشتارهای دسته جمعی سنیهای عراق، وهمکاری تنگاتنگشان با نیروهای استعمارگر آمریکایی برای دست یافتن به حکومت دست نشانده و… آتش تشنج میان شیعه وسنی را شعله ورتر ساخت.

علامه قرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای اسلام در یک مناظره تلویزیونی با رئیس شورای مصلحت نظام ایران آقای هاشمی رفسنجانی وارد مذاکره شدند که همه شیعه وسنی آنرا بصورت پخش مستقیم شاهد بودند. ایشان از کشور ایران خواستند که آتش فتنه و خونریزی را در عراق خاموش کنند چرا که نتیجه این بازی هر چه که باشد به ضرر هر دو گروه خواهد بود و تنها آمریکا واسرائیل برنده این بازی تلخ وخونین خواهند شد. ولی آقای رفسنجانی نخواستند از دیدگاه خود پایین آیند وتنها سعی کردند با جملاتی روتینی و ثابت و عوام پسندانه از موضوع اصلی کناره گیری کنند!!

در کنفرانس جهانی ۲۰۰۷ که در قطر انعقاد یافت باز هم آقای دکتر قرضاوی، شیعه را به نقض وحدت اسلامی متهم ساختند، واز ایران خواستند با سوء استفاده از ثروت و دارایی خود مناطقی از اهل سنت که در فقر و جهالت بسر می برند را به تشیع دعوت نکنند. ایشان در بیانیه ای که اخیرا صادر کرده اند سیاست حکومت ایران را بصورت بسیار جدی مورد انتقاد قرارد داده، از ایرانیها خواستند که در جهان اسلام آتش خاموش فتنه را دوباره شعله ور نکنند، وبا استفاده از ثروت و دارایی خود سنیهای کشورهای فقیر را به قبول دعوت تشیع وادار نکنند. واز کشتار انسانهای بی گناه در عراق دست بکشند…

این بیانیه دکتر یوسف قرضاوی روحانی ارشد میانه روی سنیهای جهان چون بمبی اتمی در جهان تشیع بصدا درآمد. شیعیان جهان به رهبری دولت ایران همه با هم و یکصدا بر علیه یوسف قرضاوی شعارها دادند و رسانه های گروهی ایران و جهان تشیع تبلیغات دشمنانه ی بسیار تندی را بر علیه او آغاز نموده و او را فردی منافق، دروغگو، فتنه جو، متعصب، ملی گرا، بوق صهیونیست جهانی، زبان استعمار، وماسونی وغیره … معرفی کرده و با لهجه تند و دشنام و ناسزا و بد گویی به جنگ این شخصیت عمده و قابل احترام جهان اسلام کمر بستند.

وشیعیان قطر خواستار بیرون راندن او از این کشور کوچک عربی گردیدند! هر چند که مکانت و منزلت علامه قرضاوی بالاتر از این حرفهاست که چند نفر اقلیت مهاجر شیعه که هیچ مکانت و منزلتی در دستگاه حکومتی قطر ندارند بتوانند به ایشان در دولت قطر کوچکترین بی احترامی کنند جدا از اینکه بتوانند درخواست اخراج ایشان بکنند. در حالی که قرضاوی مفتی قطر است و مورد احترام مخالفان قبل از موافقان قرار دارد. ولی شیعیان ایران این قضیه را طوری جلوه دادند انگار که شیعیان قطر چیزی به حساب می آیند و یا گوش شنوایی در قطر برای این ادعای پوچ و باطل آنها وجود دارد.

این هماهنگی شیعه در مقابل یوسف قرضاوی دو نکته را برای جهانیان روشن ساخت:

۱. یکی اینکه این رد فعل نمی توانست بی برنامه باشد، وگویا که شیعیان مدتها برای این هجوم گسترده آمادگی گرفته اند، واین هجوم از سوی ارگانی برنامه ریزی و اداره شده است.

۲. همه شیعیان جهان ایران را قبله خود می دانند. وهر گونه اعتراض بر سیاست کشور ایران را نوعی نقد بر مذهب تشیع تلقی می کنند! وگویا سیاستهای کشور ایران برای دنیای تشیع به گونه ای قداست مذهبی دارد!

قرضاوی و تغییر زاویه!..

پرسشی که ناخودآگاه در اذهان هر کسی که از پشت صحنه این جنجال بی اطلاع است مطرح می شود این است که؛ چگونه شخصیتی چون قرضاوی که تا دیروز علم بردار وحدت اسلامی بود، در یک آن اینچنین دیدگاهی را اتخاذ کرد؟!

با یک دید گذرا بر تاریخ وحدت اسلامی معاصر می بینیم که قرضاوی صورتی است تکراری از تجربه هایی تلخ و شکستی است دیگر در مقابل تعصب وخودخواهی علمای شیعه!
شاید شیخ امام محمد عبده دانشمند مصری اولین شخصیت شبه معاصری باشد که در قرن گذشته بسوی وحدت وتقارب دو مذهب شیعه وسنی دعوت نمود، سپس شاگردش شیخ رشید رضا راه امام را ادامه دادند، دعوت رشید رضا که بر صفحات مجله “المنار” به دنیا می رسید نزدیک بود نوعی وحدت ایجاد سازد. اینجا بود که علمایی که از این فتنه وجدایی ارتزاق می کنند وتاب دیدن اتحاد اسلامی را ندارند بر علیه او قیام نموده او را به همین اتهامهایی که امروز به دکتر قرضاوی وارد می شود متهم ساختند: فتنه جو، منافق، صهیونیست و…

ودر همان روزها روحانی ارشد اعتدال پسند (!) شیعه محسن امین عاملی کتابی به عنوان “کشف الإرتیاب” به بازار عرضه کردند که در آن بر یاران رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وحافظان سنت آن رسول پاک امثال امام بخاری ومسلم نیشابوری وامام احمد و… بشدت حمله کرده بود. اینجا بود که شیخ رشید رضا دریافتند که شیعه خواهان وحدت نیستند و جو تفرقه وفتنه جویی را برای بقای تفکرات مغرضانه خود بهتر می دانند. از اینرو در صفحات مجله “المنار” به فتنه جوییها واعتراضاتشان پاسخ گفت.

دانشمند بارز سوریه دکتر مصطفی سباعی در راستای وحدت شیعه وسنت زحمتهای بسیاری را متحمل شدند، ایشان با شیعه بسیار کنار آمدند تا جایی که دیدگاههای فقهی شیعه را نیز در کتابهای خود درج می نمودند. وبا “عبد الحسین شرف الدین موسوی” علم بردار وحدت اسلامی از سوی جهان تشیع روابط بسیار تنگاتنگی داشتند.

قبل از به ثمر رسیدن زحمات دکتر مصطفی سباعی آقای عبد الحسین شرف الدین موسوی کتابی در باره یار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم “ابو هریره رضی الله عنه” نشر کردند که در آن این صحابی بزرگوار را به نفاق و کفر متهم ساخته بودند.

اینچنین بود که آقای سباعی دریافتند که قلبهای شیعه آکنده از حقد وکینه یاران جان بر کف و فدایی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است. ایشان در کتاب خود (السنه ومکانتها فی التشریع الإسلامی۱۰) (این کتاب به زودی در سایت کتابخانه عقیده قرار خواهد گرفت:

aqeedeh.com) می نویسند:”.. روحانیان شیعه که دم از وحدت اسلامی می زنند و  زیر این شعار مجله ها وکتابها نشر می سازند و مراکز و مکاتبی را در قاهره تأسیس می کنند، در ایران و عراق هیچ اثری از این وحدت را مشاهده نمی کنیم! واینها تا کنون هم بر آنچه در کتابهایشان در لعن وشتم یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آمده است پافشاری دارند. گویا هدفشان از تقریب مذاهب نزدیک سازی سنیهاست به افکار و ایده های خودشان نه نزدیک ساختن دو مذهب به یکدیگر”!

پس از این موقف دکتر سباعی ایشان از سوی جهان شیعه به نفاق وکفر و… و هر آنچه امروز به قرضاوی گفته می شود متهم گشتند!

شاخصترین شخصیت علمی مسلمانان شوروی موسی جار الله ترکستانی نیز در راستای به ثمر رساندن وحدت اسلامی تلاشهایی داشتند، ایشان مدت زیادی را در بین جوامع شیعه و روحانیون برجسته آنها گذراندند وسعی کردند از شدت دیدگاه آنها در مسائل تشنج زا چون:

تکفیر صحابه، لعن ونفرین گذشتگان ، ایمان به تحریف قرآن، وکافر دانستن سایر مسلمانان و…

بکاهند(زیرا تمامی مسلمانان نزد شیعیان کافر هستند و این به خاطر عقیده شیعیان به اینکه هر کسی به امامت دوازده امام ایمان ندارد کافر است و حتی دیگر فرق شیعه از  این مذهب تکفیری جان سالم به در نبرده اند).

اما متأسفانه موقف روحانیون شیعه در مقابل دعوت ایشان بسیار مغرورانه و خود خواهانه بود.

موسی جار الله پس از شکست با کتاب مشهورشان “الوشیعه فی نقد عقائد الشیعه” از شرف ومکانت اسلام، وجایگاه یاران رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم دفاع نمودند. که البته همین دشنامهایی که امروز به قرضاوی داده می شود در آن روز نثار جان ایشان نیز شد!

علم برداران وحدت در دنیای تشیع:

روحانیان بسیار برجسته ای از جهان تشیع نیز با ادعای وحدت اسلامی به میدان آمدند، که البته رویه آنها کاملا با روش روحانیون سنی متفاوت بود! از شاخصترین این شخصیات می توان از آیت الله محمد خالصی وعبد الحسین شرف الدین موسوی نام برد.

۱. آیت الله محمد مهدی خالصی از علم برداران وحدت اسلامی در عراق بودند. ایشان از اهل سنت خواستند تا با شیعیان در لعن ونفرین صحابه همگام شوند وبدینصورت وحدت اسلامی تحقق خواهد یافت! ( الاسلام سبیل السعادة، خالصی۹۰).

روحانی سنی محمد بهجت بیطار تلاشهای بسیاری به خرج دادند تا از شدت خالصی بکاهند ولی متأسفانه هیچ نتیجه ای نگرفتند ونهایتا کتاب “الإسلام والصحابة الکرام بین السنة والشیعة” را به رشته تحریر در آوردند. واستاد محمود ملاح در کتابشان “الوحدة الإسلامیة بین الأخذ والرد” به شبهات خالصی پاسخ گفتند.

۲. آیت الله عبد الحسین شرف الدین موسوی

قبلا به حکایت ایشان با مصطفی سباعی اشاره شد. ایشان در باب وحدت اسلامی دو کتاب نوشتند:

أ‌. کتاب الفصول المهمة: که در آن صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را متهم ساختند به جدایی دین از سیاست، واینکه آنها آیات متعلق به قیامت را از قرآن قبول داشتند، اما در قضیه جانشینی حضرت علی برای خلافت پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمان رسول خدا و قرآن را زیر پا نهادند! ( الفصول المهمة، ص/ ۹۶-۲۳-۴۵-۳۲)
ب‌. کتاب المراجعات: ایشان در این کتابشان ادعا کردند که نامه هایی بین او وشیخ ازهر رد و بدل گشته که در نهایت شیخ ازهر سلیم البشری به مذهب شیعه گرویده وباطل بودن مذهب اهل سنت را اعلام داشته است!. او کتابش را در سال ۱۳۵۵ هجری یعنی پس از بیست سال از وفات شیخ الأزهر به چاپ رسانید! وکتاب بر اساس مثل مشهور “دروغگو حافظه ندارد” پر از تناقضات ودوگانگی هاست. دهها کتاب در رد اکاذیب موسوی در جهان اسلام به رشته تحریر در آمد.

فقط دو تا از دهها رد بر این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده است:

 

 کشف دروغها و فریبهاى نگارنده المراجعات

 

 

پاسخهای کوبنده به کتاب مراجعات جلد ۱

 پاسخهای کوبنده به کتاب مراجعات جلد ۲

مؤسسه دار تقریب بین مذاهب:

 

غیر از آنچه گذشت شخصی بنام “ابو عبد الله زنجانی” برای پایه گذاری دفتری برای وحدت در سال ۱۳۵۳ هجری به مصر رفت، ولی گویا نتوانست اهداف اصلی خود را بصورت مناسبی بپوشاند. که مجبور شد بدون نتیجه برگردد. پس از او شخص دیگری بنام “عبد الکریم زنجانی” خواست کار او را ادامه دهد او نیز عجولانه تصرف نموده اعلام کرد که هدفمان از تقریب شیعه ساختن سنیهاست. ونتوانست کاری به پیش برد. ( نشأة التشیع وتطوره، محب الدین خطیب، ص/۶-۴. مجله الفتح ۱۷/۷۰۹، الوحدة الإسلامیة، عبد الکریم الزنجانی، ص/۵۹).

سپس شخصی بنام محمد تقی قمی از روحانیان بارز ایران در سال ۱۳۶۴هـ به قاهره مصر رفت، ومؤسسه ای بنام “دار التقریب بین المذاهب الإسلامی” تأسیس نمود. ومجله ای بنام “رسالة الإسلام” از سوی این مؤسسه به سردبیری محمد مدنی رئیس دانشکده شریعت دانشگاه ازهر منتشر ساخت. هدف این مجله نشر عقائد ودیدگاههای شیعه و تبلیغات گسترده برای کتابها ومجله های شیعه، و شناساندن علما و روحانیان تشیع بود. آقای قمی با زیرکی خاصی توانست شیخ شلتوت یکی از بارزترین روحانیان سنی را به دام خویش در آورده و از او فتوایی بیرون کشد که در آن شلتوت عبادت بر مذهب شیعه اثنا عشری را جایز قرار می دهد. ( رسالة الإسلام، ۱۰/۱۰۸۴۴۶).

شخصیتهای دیگری نیز از  روحانیان ازهر به دام قمی افتادند و با حسن نیت سالهای متمادی در کنار او به وحدت اسلامی دعوت نمودند، اما پس از مدتی همه دریافتند که آقای قمی هدفی ندارد جز نشر مذهب تشیع در بین اهل سنت مصر، پس اینطور نیست که شیعیان دنبال وحدت باشند بلکه اگر علمای اهل تشیع یک قدم در راه وحدت و اگر چه هم به ظاهر برداشته اند علمای اهل سنت دهها قدم برداشته اند و با حسن نیت و به خاطر دلسوزی و پیروزی اسلام عزیز در مقابل مستکبران جهان دهها گام در راه وحدت و تقریب واقعی برداشته اند ولی هیچ گاه همانطور که خواندید از مکر و فریب علمای شیعه که دنبال تقریب نبوده اند در امان نماندند.

از جمله این شخصیتها:

۱. دکتر محمد البهی بود که ایشان پس از مدتی حیله قمی را دریافتند و به صراحت اعلام داشتند که هدف شیعه از دار تقریب تنها نشر تشیع در جوامع سنی مذهب است. ( الفکر الإسلامی والمجتمعات المعاصرة، محمد البهی،ص/۴۳۹).

۲. شیخ سبکی که مدت چهار سال در راستای وحدت دروغین زحمتها کشید، ووقتی فهمید که قصه وحدت دار تقریب دروغی بیش نیست از آن کناره جست.

۳. شیخ محمد عرفه یکی از اعضای هیئت علمای برجسته، وشیخ طه محمد ساکت ودیگران که همه یکی پس از دیگری به اهداف سرکردگان پی برده و از آن کناره جستند. ( الخطط العریضة، محب الدین خطیب).

پس شکست آقای دکتر قرضاوی در دعوت بسوی وحدت اسلامی هیچ جای تعجب ندارد.

شمشیر بجای دلیل و برهان!…

برخورد ایده ها واختلاف وتباین در افکار وتصورات یک امر فطری وکاملا طبیعی است. همواره انسانها افکار وایده هایی را برای خود برگزیده اند ودیگران را بدان دعوت نموده اند، وهمیشه کسانی که به عقل خویش احترام گذاشته اند و راه تعصب وخود خواهی را نپذیرفته اند در تلاش مستمر بوده اند تا آن ایده و مذهبی را که با عقل ودلیل وبرهان سازگارتر است برای خود برگزینند.

واختلاف شیعه وسنی اگر در فضایی از آزادی واحترام متقابل مطرح می شد چیزی بسیار جزئی می بود که باعث بارور شدن عقلها می گشت.

بطور مثال در قرن ۱۴ هجری هنگامی که استعمار انگلیس ثروتهای مردم هندوستان را به چپاول می گرفت، حکومتهای برخی از ایالات کشور را به اقلیت شیعه واگذار نمود. در این عرصه که کشور هندوستان آزادی فکری را از نیروهای اشغالگر به ارث برده بود، مناظرات وبگومگوهای بسیاری بین شیعه ها وسنیها در گرفت. که باعث شد کتابخانه اردو زبان در این میدان بسیار بارور گردد. وکتابهای بسیار ارزنده ای در مورد اختلافات شیعه وسنی به رشته تحریر در آمد. که کتاب “تحفه اثنا عشری” نوشته شاه عبد العزیز دهلوی به فارسی، وکتاب “آیات بینات” یا “باقیات صالحات” نوشته امام محسن الملک مهدی علی بن سید ضامن حسینی از با ارزشترین این شاهکارهای علمی می باشند.

هر دو کتاب را به زبان فارسی می توانید از کتابخانه عقیده دریافت کنید.

وآنچه از این وهله زمانی شایان ذکر است اینست که در تمام این مدتها، وبا تمام شدن مناظرات یک قطره خون در بین دو گروه ریخته نشد!!..

وتنها پس از انقلاب ایران است که شبه قاره هند و پاکستان با اختلافات خونین آشنایی یافته است و هر از چندگاهی شیعیان سنیها را می کشند و یا سنیها شیعیان را!. به عبارت دیگر فرهنگ شمشیر به جای دلیل وبرهان از برکات انقلاب ایران برای این کشور و سایر کشورهای جهان است!

شیعه اولین قربانیهای سیاستهای ایران!

حکومت ایران از روز اول خود شیعه گرایی علوی را از صحنه خارج نموده، شیعه گرایی صفوی را شعار ومرام خود قرار داد. که این تصور خون خوارانه صفوی در حقیقت همانطور که دکتر علی شریعتی اعلان داشته اند از شیعیان گروهکی ساخت که همواره موی دماغ جامعه اسلامی باشند. (تشیع علوی یا صفوی، د. شریعتی).

ایشان شیعه گری ایرانی را چنین معرفی می کند: تشیع صفوی که بر ایران غالب است، گروه ومذهبی است در اتجاه معاکس مذهب سنت، وهدف آن سد راه ساختن بر علیه سنت است.

این یک مذهب بدعتگراست. ( تشیع علوی یا صفوی، د. علی شریعتی).

وآنچه دکتر قرضاوی ودیگر علمای اهل سنت در آونه اخیر بدان دست یافته اند، همان چیزی است که سالها پیش دکتر شریعتی آن را بر ملا کرده بود: روحانیون شیعه همواره در تلاشند تا موارد اتفاق را با تفسیرها و تأویلات باطل ومنحرف خویش به نکات اختلاف تبدیل سازند. ( تشیع علوی یا صفوی، د. شریعتی۸).

روح امتزاج قومگرایی ومذهبگرایی حکومت در طول تاریخ معاصر نه تنها بر ضد سنیها بوده بلکه خاری بوده در گلوی شیعه های جهان!

با بکار آمدن انقلاب ایران جنگ خانمانسوز ایران وعراق در گرفت که در آن بیش از ۶ ملیون شیعه در دو سوی مرز با نعره “لبیک یا حسین” سر بریده شدند! شهرهای شیعه نشین دو سوی مرز با بم افکنهایی که با پرچم “کربلا ما داریم می آییم” زینت داده شده بودند با خاک یکسان شد.

زنها وکودکان آواره گشتند و…

حکومت ایران با سوء استفاده از ثروت نفت اقلیتهای شیعه را در کشورهای اسلامی خریداری نمود وآنها را وادار ساخت تا آتش فتنه را در این کشورها شعله ور سازند، تا این اقلیتهایی که سالهای متمادی شهروندان محترم وبا وقاری بودند از سوی حکومتهای منطقه در تنگنا قرار گیرند، وبدین صورت ایران را تنها قبله و بهشت آرزوهای خود تلقی نمایند.

ودر کنار این برنامه ایران سعی داشت که همیشه کنترل این اقلیتها را بطور کامل در دست داشته باشد!. در زیر این سیاست اقلیتهای شیعه حتی اجازه رشد و استقلال مذهبی ندارند واز داشتن “آیت الله” مثلا محروم نگاه داشته می شوند. بطور مثال: شیعیان کشوری چون پاکستان که امروزه حکومت این کشور را در دست دارند واز تمام اختیارات برخورداند یک “آیت الله” ندارند. یعنی اینکه شیعیان این کشور در هر خورد و ریز خود باید از مراجع ایران کسب اجازه کنند! واین قصه تمام اقلیتهای شیعه جهان است!

واز نتائج این وابستگی و استعمار مذهبی اینست که همه

/ 0 نظر / 7 بازدید