قسمتی از مقاله "جنگ اقتدار بر علیه اراده بر سر مقایسه هرات با فلسطین"

علل و اهداف جابجائی هزاره ها در هرات:

بقلم : عارف  ذره بین

قبل ازینکه به تحلیل علل و اهداف جا بجائی هزاره ها در هرات به پردازیم بهتر است اشاره مختصری در مورد گذشته تاریخی هزاره ها داشته باشیم.

افغانستان کنونی یک از مناطقی بوده است که در زمان حملات چنگیزی مورد هجوم قرارگرفته و خون صد ها هزار تن از باشندگان  این سر زمین توسط لشکر سفاک او ریخته شده است و به تعقیب او احفاد وی چون تیمور -  راه او را ادامه داده و به ساختن کله منار ها پرداخته اند. 

چنگیز تشکیلات عسکری خود را به شکل "دهه" - "صده" - "هزاره" و "تومان" تنظیم کرده بود که به ترتیب شامل -  10 -  100 -  1000و 10000جنگجو می گردید. او در هنگام عملیات های جنگی همانطوریکه دسته های جنگی را در خطوط مقدم جنگ گسیل میکرد – دسته های دیگری را نیز در عقب جبهه اش بشکل احتیاطی مستقر میساخت. به باور عده  از مورخین و نویسندگان -  هزاره های امروزی در افغانستان بقایای همان دسته های هزار نفری لشکریان چنگیز اند که بنام هزاره یاد میشده  که در عقب جبهه او مستقر گردیده و بعدا مورد استفاده  قرار نگرفته اند که در نتیجه در مناطق مرکزی افغانستان امروزی اقامت اختیار نموده اند. این مردم که آهسته آهسته به دین مقدس اسلام مشرف شده اند و مذهب تشیع را برگزیده اند همواره مورد توجه و نظر ایران بوده اند  تا از آنها بعنوان وسیله در جهت تحقق خواست ها و آرمانهای ایران در افغانستان بهره برداری صورت گیرد.

بر همین اساس در حدود یکصد سال گذشته مستقر ساختن و اسکان هزاره ها در هرات -  بادغیس و از آنطریق متصل ساختن سلسله این سکنی گزینی تا مناطق مرکزی افغانستان در محراق سیاست های ایران قرار داشته است تا بدینوسیله بتواند به تسلطی از مناطق مرزی خود در هرات تا به مناطق مرکزی افغانستان دست یابد و بدین ترتیب مسیر امنی برای اکمالات هواداران خود در مرکز کشور را در کنترول داشته باشد تا از آنجا به گسترش نفوذ خود در مناطق دیگر از جمله پایتخت افغانستان به پردازد که نوشته سید مهدی فرخ سفیر وقت ایران از این نیت ایرانی ها  یعنی مستقر ساختن هزاره ها در مناطق مرزی ایران که از آن بنام خراسان یاد شده است بخوبی پرده بر میدارد.

ایرانی ها در جهت رسیدن به این هدف استراتیژیک خود یعنی تقویت طرفداران شان - حتی در دوران جنگ های کابل – مستقیما در کنار گروپ های از حزب آقای مزاری بر علیه دولت وقت افغانستان وارد نبرد شده اند که مرد م کابل  در جریان این جنگ ها شاهد دستگیری اعضای سپاه پاسداران ایران  از مکتب سوریا در کارته چهار کابل میباشند. در زمان این جنگ ها که دربین هزاره ها و دولت وقت افغانستان جریان داشته اسناد معتبری هنگام فرار هزاره ها از مرکز پولی تخنیک کابل توسط انور دنگر بدست دولت افغانستان افتاده که از جزئیات پروژه جابجائی امروز هزاره ها در هرات -  در آن زمان پرده بر میداشته که شاید تا اکنون هم در آرشیف وزارت خارجه و یا امنیت ملی افغانستان موجود باشد. درین اسناد که بین سران حزب وحدت و مقامات بلند پایه ایرانی به امضا رسیده بوده – جانب حزب وحدت وظیفه داشته تا به انتقال و جا بجائی هزاره ها در مناطق هرات و بادغیس پرداخته  و جانب ایرانی به تامین مکمل مصارف مالی این جا بجائی ها  از قبیل مصارف انتقال -  خرید زمین و خرید اماکن مسکونی برای ناقلین جدید در آن مناطق به پردازد.

بدین ترتیب ایران که در طول تاریخ با حملات خونینش نتوانسته است هرات را به تصرف خود در آورد کوشش داشته است تا با تغیر پالیسی که اکنون در حال عملی شدن است به اشغال غیر مستقیم هرات به پردازد. در طول مدت هر کسی که در افغانستان بقدرت رسیده است با این سیاست مخالفت نموده -  به اندازه که مخالفت با مداخلات و دست درازی ایرانی ها در مناطق غربی افغانستان منجر به انتقال اقوام پشتون و استقرار آنها در مرز های ایران گردیده است تا بیاری مردم محل در مقابل توسعه طلبی های ایران به پردازند.

در حالیکه تحقق خواسته های بیگانگان و عوامل داخلی ایشان در حدود صد سال گذشته حتی در دوره طالبان که سیستم و اردوی منظمی نیز وجود نداشته به یک رویا مبدل شده بوده - اما اکنون آهسته آهسته این رویا جای خود را به یک واقعیت عوض مینماید و ایرانی ها به آرزو های دیرینه خود میرسند که فقدان یک رهبر دلسوز و مردمی در افغانستان از عوامل اساسی آن است که این احساس دلسوزی و بیگانه ستیزی در وجود آقای کرزی تا کنون بمشاهده نرسیده است.

امروز هزاره ها در هرات در عین زمانیکه  بشکل دسته های چندین هزار نفری مستقر ساخته میشوند  بصورت پنهانی تا حدودی نیز  مسلح ساخته میشوند تا در صورت اعتراض مردم بومی منطقه از موقعیت بهتری برخوردار باشند.

هزاره های که امروز طبق یک پلان منظم با سوء استفاده از ماده  سی و نهم قانون اساسی در هرات مستقر ساخته میشوند و سفر و سکنی گزینی اتباع افغانستان در هر گوشه از این کشور راحق مسلم خود و مردم آن میدانند – دیدیم که در مسئله رفتن کوچی ها به بهسود چه بلوا و غایله را که براه نیانداختند. آنها میخواستند دروازه سازمان حقوق بشر را که آنهم توسط سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اداره میشود بشکنانند – چه شده است که امروز اگر کوچی ها به گوشه های از این سرزمین سفر و سکونت اختیار نمایند غاصب و اشغالگر تلقی میشوند – اما هزاره بنا به ماده 39 قانون اساسی از حق سکونت در هرات  برخوردار است.

همانطوریکه بقول تخته چناری هنوز کابوس کله منار های امیر عبدالرحمن خان از ذهن مردم هزاره پاک نشده است - جنایات هزاره ها در دوران جنگ های داخلی را نیز مردم ما از یاد نبرده اند  و برای سالیان متمادی قساوت و سفاکی شان را بیاد خواهند داشت.  هنوز میخ های بیست انچی که بر فرق مردم بیگناه ما توسط هزاره ها در کابل کوبیده شد  از یاد مردم ما نرفته است – هنوز رقص مرده و بریدن سینه های زنان را مردم افغانستان فراموش نکرده اند – هنوز  داستان بردن زنان در حال حمل به پوسته های تفنگ بدستان هزاره تا در مقابل آنها به وضع حمل به پردازد ذهن و روان مردم کابل را می آزارد – هنوز تخیل صدای انفجار مهیب راکت های مزاری که بر کلبه های محقر مردم کابل آتش میشد  خواب مردم  این شهر را به کابوس مبدل میکند و هنوز که هنوز است قصه ادرار سرباز هزاره در دهان یکی از هموطنانش  شادمانی مردم ما را به رنج و تاثر مبدل مینماید و تبسم را ازلبان شان میرباید.

طرح "خاور میانه بزرگ" امریکا  که در آن هرات، فراه و بادغیس به ایران بخشیده شده است میتواند یکی از عوامل دیگر پروژه هزاره سازی هرات باشد تا با انتقال و مسلح ساختن هزاره ها در هرات  در  هنگام اجرای طرح مذکور مشکلی بوقوع نه پیوندد و  هراتیان را در نتیجه معاملات پنهانی دست بسته به ایران تسلیم نمایند.  شاید به همین دلیل هم والی هرات از قوم هزاره انتخاب شده باشد تا بر اجرای این پروژه حاکمیت و نظارت داشته باشد.

او تا حال چندین تن از مسئولین هرات را به خاطر مخالفت استقرار دسته جمعی هزاره ها به این شهر از وظایف شان بر کنار نموده است و بیشتر وقت خود را در استحکام موقعیت قومش به مصرف رسانیده است. به باور مردم هرات آقای کرزی توان تبدیلی والی هزاره هرات در طی دوسال گذشته رانداشته چون مورد حمایت مستقیم حامیان خارجی اش بوده است. چه چیزی و چه هدفی میتواند  باعث ادامه حمایت خارجیان از ادامه کار آقای انوری در هرات گردد در حالیکه اکنون مردم هرات اعم از شیعه و سنی حتی از دیدن او هم نفرت دارند چون بعضی ها او را بی کفایت و بعضی از مردم هم او را در نا امنیتی ها دخیل میدانند تا با مشغول ساختن اذهان مردم با مسائل نا امنی - به پروژه هزاره سازی هرات ادامه دهد.

اگر جابجائی هزاره ها در هرات بر حسب پروژه کهنه ایرانی ها و طرح خاور میانه بزرگ نباشد – علت سوم این جابجائی ها میتواند ایجاد نفاق و شقاق در بین مردم مسلمان و متدین هرات باشد که این هم یک پلان خطرناک و مشکل آفرینی است. همه مردم شاهد فاجعه محرم بعد از جابجائی هزاره ها در هرات در دوسال قبل هستند - هراتیکه در آن در طی بیشتر از صد سال گذشته شیعه و سنی بطور مشترک در روز های عاشوری به عزا داری و دعا خوانی می پرداختند. اما بعد ازین جابجائی ها امروز هرات شاهد درگیری ها و اختلافات شدید مذهبی میباشد زیرا بوسیله ناقلین تازه مسایل قومی و مذهبی دامن زده شده است و میخواهند این گوشه از کشور ما را به عراق دیگری مبدل نمایند.

هراتیان اعم از شیعه و سنی حادثه دهم محرم دو سال قبل را  از یاد نخواهند برد – روزیکه گفته میشود تکه مزین به نام مبارک حضرت عمر فاروق (رض) توسط هزاره های تازه وارد از روی دیواری به پائین کشیده شد و منجر به تظاهرات مردم گردید. تظاهراتی که  در نتیجه عکس العمل مسلحانه ناقلین جدید بخشونت کشیده شد و به جنگ تمام عیاری مبدل گردید. درین حرکت که بقول مردم محل شاید طرفداران آقای حکمتیار هم در شعله ور تر ساختن خشم و احساسات مردم  نقشی بازی کرده باشند هرات شاهد فاجعه بود که در طی قرنها به مشاهده نرسیده بود. از یک طرف هراتیان با سنگ و چوب بدفاع از عقیده خود بر خاستند و از طرف دیگر ناقلین جدید با سلاح گرم از فراز اماکن تازه تاسیس مذهبی باعث به خاک و خون کشیده شدن مردم هرات گردیدند. حالا قضاوت را به شما می گذاریم تا بگوئید که سر مقاله اراده بر اساس تعصبات قومی نوشته شده و یا بر اساس درک واقعیت ها و حقایق موجود کنونی در کشور ما به رشته تحریر در آمده است.

هزاره ها همواره از مظلومیت خود میگویند و وانمود میسازند که به حق شان از جانب قوم پشتون ظلم و ستم رواداشته شده است و بدین ترتیب میخواهند به امتیازات بیشتری نسبت به حقوق و نفوس خود دست یابند. اما در واقع در هر دوره از زمامداری کشور که چه به پشتون ها و چه به غیر پشتون ها تعلق داشته ایشان بیشتر از حقوق و نفوس خود سوء استفاده را نموده اند.  از امیر عبدالرحمن خان گرفته که ملا فیض محمد هزاره و محمد حسین خان که اولی  بحیث سر منشی حضور و دومی بعنوان جنرال نزدیک او در اردوی افغانستان ایفای وظیفه میکرده تا دوران امان الله خان و نادر خان که همین کاتب هزاره به حیث لوی خارنوال کشور مقرر گردیده  و تا دوران حکومت دست نشانده روس در افغانستان که باز هم سلطان علی کشتمند سمت صدراعظمی افغانستان را بعهده داشته -  تا کنون که آقای خلیلی بحیث معاون رئیس جمهور ایفای وظیفه مینماید – هزاره ها همواره مورد  توجه خاص مسئولین حکومت های افغانستان که اغلب پشتون بوده اند قرار داشته اند. 

در حلقات خارج از قدرت دولتی هم که دیدیم مزاری به خاطر جنگ با جناح های دیگر در سنگر آقای حکمتیار قرار داشت  و با ورود طالبان به کابل هم به خاطر انتقام گیری از دیگران خود را به دامن ملابورجان قوماندان طالبان در کابل انداخت که این بار منجربه مرگ وی شد و اخیرا هم در دسته بندی های پار لمانی دیدیم  که آقای محقق جانب آقای سیاف را گرفت  - شخصیکه تا دیروز با او جنگیده بود و او را مسلمان هم نمیدانست.

پس چگونه میتوان از مردم پشتون بعنوان مردمی  قوم پرست و تبعیض گرا نام گرفت چون قوم اکثریت پشتون همواره قوم اقلیت هزاره را به معاونت خود بر گزیده و به آن اعتماد نموده است. پس با این همه پیوند های عمیق سران هزار ه و موقعیت های که در طول تاریخ در کنار پشتونها داشته اند این همه غوغا و سر و صدا های مطبوعاتی بر علیه ملیت باغیرت و جوانمرد پشتون چیست؟  واگر آنها مردمی سفاک و غاصب و ستمگر اند پس چرا علی الدوام هزاره ها بمعاونت ایشان ادامه داده  اند؟.

من بعنوان کسیکه از تعصبات قومی و مذهبی عمیقا نفرت دارم و بهترین دوستان مرا مردمی از اقوام و مذاهب مختلف تشکیل میدهند هرگز نمی خواستم به تحریر چنین نوشته مبادرت نمایم – اما افسوس که وقتی عده با بی حیائی و دیده در آئی واقعیت های عینی جامعه ما را  معکوس جلوه میدهند  - انسان مجبور میشود تا از حقایق تاریخی و واقعیت های موجود پرده بردارد.

شاید عده از فحوای نوشته من فکر نمایند که من متعلق به اقوام پشتون کشور هستم اما به خاطر اینکه حرف من پذیرفته شود بخدا سوگند یاد مینمایم که پشتون نمیباشم اما به برادران پشتون خود بجز از کسانی که به تعصبات قومی دامن بزنند - سخت احترام و علاقه دارم – زیرا این ها فرزندان کسانی اند که در ایجاد و حفظ کشور کنونی افغانستان همراه با سایر اقوام و ملیت های این کشور بی نهایت فداکاری  نموده اند.  بهمین ترتیب فقر – مظلومیت و  عقب ماندگی مردم هزاره نیز روح و روان مرا متاثر می نماید.

من فقط از کسانی نفرت دارم که در عقب نقاب های بنام هزاره و پشتون خود را پنهان  مینمایند و از طریق بر افروختن احساسات قومی مردم میخواهند خود را به سکو های قدرت برسانند و وقتی هم که بقدرت رسیدند خود شان هم از ستمگران گذشته خیلی بد تر عمل میکنند.

بگذارید  افغانستان که در نتیجه اعمال سران اقوام مختلف آن که بعضا بخاطر صیانت از خاک و کشور ما و بعضی هم بخاطر رسیدن بقدرت و اشاره خارجی ها اسباب نابودی آن فراهم شده است آرام بماند تا مردم آن چند روزی بدون رعب و وحشت بزندگی عادی خود ادامه دهند.

هراتیان با هزاره ها دشمنی و خصومتی ندارند طوریکه زندگی برادرانه شان با هزاره های بومی این منطقه شاهد این ادعا است اما با توطئه های جدید در راستای جابجائی هزاره ها که باعث غصب زمین و جایداد شان میشوند و نفاق مذهبی را در میان مردم با هم برادر آن دامن میزند کاملا در مخالفت قرار دارند  و به هیچ بیگانه و بیگانه پروری اجازه نخواهند داد تا در زیر نقاب مذهب – قومیت – و مظلومیت هستی شان را تاراج – امنیت شان را مختل و شیرازه وحدت مذهبی شان را از هم  متلاشی سازد که آینده این ادعا را به ثبوت خواهد رساند. بنابرین به خاطر آینده مطمئن و امنیت دوامدار مناطق غربی کشور – دولت افغانستان از همین حالا باید از جابجائی های جدید که در آینده باعث مصائب فراوان امنیتی – اجتماعی و سیاسی خواهد شد جلوگیری نموده و ناقلین جدید را بزودی ممکن یا به مناطق اصلی شان و یا به ولایات شرقی و جنوبی کشور منتقل نماید.

نوت: هدف از نوشتن کلمه هزاره در این نوشته – بطور کل ملیت – زحمتکش  و برادر هزاره ما نیست بلکه در هر جای که از کلمه هزاره نام برده شده -  منظور از مردم بغاوتگر – سرکش - ظالم و قدرت طلبی بوده است که در گذشته و کنون  با علم نمودن داعیه مذهب – قومیت و مظلومیت ملیت شریف هزاره - خود شان مرتکب چنان جنایاتی شده اند که تاریخ بشریت از آن ننگ دارد و اکنون میخواهند با جا بجائی های جدید زمینه را برای رسیدن به اهداف خود و بیگانگان مساعد نمایند . بنا برین امیدواریم بکار بردن واژه هزاره احساسات برادران هزاره ما را که شامل این پروژه نمی باشند  جریحه دار نسازد چون تنها منظور آن  آدم کشان نفاق افگن و مزدوران بیگانه پرستی میباشند که میخواهند این گوشه کشور ما را به آشوب کشیده و راه تسلط بیگانگان را به سرزمین ما هموار نمایند.....

متن کامل این مقاله در اینجا....

/ 0 نظر / 99 بازدید